مرتضى مطهرى
109
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حديث آمده است : صِراطَ مَنْ انْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضوبِ عَلَيْهِمْ وَ غَيْرِ الضّالّينَ و بايد اينطور خواند . آنگاه كلمات قرآنهاى خودشان را در حاشيهء آنها عوض مىكردند . چند سال پيش اينها مشغول شدند به چاپ كردن قرآن خودشان ، آيت اللَّه بروجردى متوجه شدند و فوراً جلو چاپش را گرفتند و بردند در دريا ريختند . واى به حال اينكه قرآنها چاپ مىشد و به دست يهوديها و مسيحيها مىرسيد و مىگفتند مسلمانها كه مىگويند قرآن ما تحريف نشده است ، حالا خودشان يك قرآن ديگر در آوردهاند كه با قرآنى كه دارند خيلى اختلاف دارد . چند سال پيش طلبهاى بود در قم و در آن موقع چيزى كه من در قيافهء او نمىديدم نجابت بود . مىديدم همه از او دورى مىكنند ، و تا حدود مطوّل هم بيشتر نخواند و بعد رفت . يك وقت ما متوجه شديم كه در آبادهء شيراز براى خودش « 1 » . . . اينجور ضربهها اينها به پيكر دين زدند . گفتند قرآن اعتبار ندارد . البته نگفتند قرآن را نخوانيد ؛ گفتند قرآن را بخوانيد ، قرآن را ببوسيد ، اما قرآن را نفهميد . اين يك ضربهء بزرگى به عالم اسلام بالاخص به عالم تشيع زد به طورى كه بعدها اساساً مفسرين شيعه رعبشان برداشت كه قرآن را تفسير كنند ، از تفسير كردن ترسيدند . جريان اخباريگرى ، اين تعصب افراطى احمقانهاى كه راجع به اخبار پيدا كردند كه صحيح و ضعيف را با هم يكى دانستند ، يكى از آن جريانهاى فكرى خطرناكى است كه در دنياى اسلام پيدا شد و اثرش هم جمود فكرى است ، همان چيزى كه الآن ما به آن مبتلا هستيم . اينها به عالم تشيع سرايت مىكند . سخن آيت اللَّه بروجردى من اين حرف را در موقعى كه آيت اللَّه بروجردى در بروجرد بودند و خدمتشان رسيده بوديم ، از ايشان شنيدم و بعد هم از كس ديگرى نشنيدم و خيلى تأسف خوردم كه چرا سؤال نكردم . ايشان براى پيدايش اين جريان فكرى يك ريشهء ديگرى به صورت احتمال و حدس به دست مىدادند ، مىگفتند من حدس مىزنم كه فكر اخباريگرى در ميان مشرق زمين ناشى از فكر ماديگرى در مغرب زمين بوده است . چون مقارن با پيدايش اخباريگرى ، در مغرب زمين عدهاى پيدا شدند كه
--> ( 1 ) [ در اينجا متن پياده شده از نوار افتادگى دارد . ]